ترجمه‌ٴ ناقصي از زيج آلفونسي در سال 1341 به دست گروچيوس (ايسيس 13، 93) صورت‌ گرفت‌. دومينيكوس دوكلاوازيوي هندسه‌دان شرح‌هايي بر كره‌ٴ ساكروبوسكو و كتاب السماء و العالم ارسطو نوشت‌.
گاه جداكردن منجمان از علماي احكام نجوم (اخترگويان‌) آسان است‌، ولي در اغلب موارد اگر هم ناممكن نباشد بسيار دشوار است‌. هدف‌هاي آنان تفاوت داشت‌، ولي روش‌هايشان تا حدود زيادي يكسان بود. مثلاً همان جدول‌هاي نجومي كه مورد استفاده‌هاي نامعقول قرار مي‌گرفت‌، در مطالعات علمي هم كاربرد داشت‌. همان اصطلاحات نجوم (اخترشناسي‌)، تنجيم‌ (اخترگويي‌)، حتي رياضي به‌صورت مغشوشي به‌كار مي‌رفت‌. منشأ اين آشفتگي به روزگار باستان برمي‌گشت‌: واژه‌هاي astrologus (اخترگو) و astrologia (اخترگويي‌) بار اول به همان‌ معني منجم و نجوم به‌كار رفت (مقدمه‌، ج‌2، ص 1624). سيسرون (اول ـ 1 پ‌م‌) از واژه‌اي كه‌ براي رياضي‌دان به‌كار مي‌برد دقيقاً منظورش رياضي‌دان است‌، ولي تاسيتوس (اول ـ 2) همان‌ واژه را به مفهوم بسيار بدي به‌كار مي‌برد (تاريخ‌، كتاب اول‌، ص 22)، چيزي شبيه همين مفهوم‌ فعلي اخترگو يا كلاه‌بردار. با در نظر داشتن اين مطالب‌، ديگر وقتي از پي‌يترو آبانويي‌، چيچو داسكولي و ديونيسيوس دي روبرتيس اوگوستيني به‌نام اخترگو در مفهوم ناپسند آن ياد كنيم‌، راه‌ خطا نپيموده‌ايم‌.
كتاب روشنگر تأليف پي‌يترو آبانويي در سال 1310 رساله‌ٴ نجومي مفصّلي بود در دفاع از نظريات بطليموس‌. اين مطالب‌، درستي‌ِ آنچه را كه در بالا گفته شد ثابت مي‌كند، يعني فرق ميان‌ اخترشناسي و اخترگويي (علم احكام نجوم‌) بيشتر تفاوت در قصد و غرض بود تا در روش‌. با وجود اين‌كه اين رساله گزيده‌ٴ كاملي بود از معلومات نجومي‌، ولي پي‌يترو اخترگويي ميانه‌رو بود. چيچوداسكولي پاره‌اي شرح‌هاي اخترگويي به زبان لاتيني نوشت و منظومه‌ٴ او به زبان‌ ايتاليايي داراي هدف دايرةالمعارفي‌، ولي سرشار از تعصبات اخترگويي بود، ديونيسيوس دي‌ روبرتيس مشاور اخترگوي شاه ناپل و از دوستان پترارك بود.
كارهاي پزشكي از قبيل خون گرفتن تحت‌الشعاع ملاحظات اخترگويي بود. از اين لحاظ، مي‌توان انتظار داشت رساله‌هايي به اخترگويي پزشكي (يا پزشكي اخترگويي‌) اختصاص يافته‌ باشد. هوگو منجم اهل سيتا دي كاستِلّو در سال 1348 (يا 1358 ؟) يكي از اين قبيل رساله‌ها را در پروجا نوشت‌. نيكولو دي پاگانيكا، آندالو دي‌نگرو، اوگوستين ترنتي‌، تاديوس پارمايي و ماينودي ماينري رساله‌هاي مشابهي نوشتند. ظهور و انتشار طاعون‌، بلايي كه شيوع گه‌گاهش‌ باتجربه‌ترين پزشكان را هم مات و مبهوت مي‌كرد، بر ميزان اعتبار اخترگويي پزشكي مي‌افزود؛ اين نتيجه‌ٴ ويژه در نيمه‌ٴ دوم قرن محسوس‌تر مي‌شود.
هرچند نظر كلي همه‌ٴ مردم از فقير و غني‌، باسواد و بي‌سواد، معطوف به اخترگويي بود، يا